دلم

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟
پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم

تنهاییت برای من ...

غصه هایت برای من ...

همه بغضها و اشکهایت برای من ..

بخند برایم بخند

آنقدر بلند

تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را...

صدای همیشه خوب بودنت را


دلم برات تنگ شده 

میخوای بفهم میخوای نفهم

نظرات 2 + ارسال نظر
مسترعلی912 چهارشنبه 27 آذر 1392 ساعت 23:15

قشنگ بود
سایتمو هنوز راه اندازی نکردم اما چندتا مطلب گذاشتم الانم یزد نیستم که بخوام برم تمومش کنم دوشنبه میام راش میندازم فعلا برو ببین چطوره نظرتو بگو ببینم چکار باید براش بکنم
چند وقت نبودی؟
درود

باشه یه سری میزنم

یاسین چهارشنبه 27 آذر 1392 ساعت 21:18

به به بهناز خانوم بهد از سالها حالت که خوبه ؟؟؟

بله خووووووووووووووووووفم بدجووووووووووووووور

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.