یادت

چطور دلت امد بری بعد هزارتا خاطره تاوان چی را من میدم اینجا کنار پنجره

چطور دلت اومد بری چطور تونستی بد بشی تو اوج بی کسیم چطور تونستی ساده رد بشی

چطور دلت میاد با من اینجوری بی مهری کنی شاید همین الان تو هم داری به من فکر می کنی
چطور دلت اومد که من اینجوری تنها بمونم رفتی سراغ زندگیت نگفتی شاید نتونم 
دلم سبک نشد ازت دلم هنوز می خواد بیایی
 حتی با اینکه می دونم شاید دیگه منو نخوای
بزار که راحتت کنم از توی رویات نمی رم می خوام کنار پنجره به یادت آروم بمیرم

  

دلممممممممممممممم ازت پره بفهم

نظرات 4 + ارسال نظر
علیرضا شنبه 7 دی 1392 ساعت 18:17 http://alone-boy.niloblog.com

نوشت سلام نفسم
درحالیکه تازه بهم شب بخیر گفته بود ...
چه اشتباه تلخی

علیرضا من الان عین یه خمپاره ام دور برم نزدیک نشو که ترکشم بهت اصابت میکنه

یاسین جمعه 6 دی 1392 ساعت 22:43

دست میگم

خخخخخخخخخخخخ

یاسین جمعه 6 دی 1392 ساعت 22:42

رست گلت درد نکنه

یاسین جمعه 6 دی 1392 ساعت 21:33

سلام چیه نظر میدی تو که با هام قهری پس نظر نده تا از یاد بری یا با من باش یا اصلا نظر نده با شه آبجی؟؟اصلا یادم نبود که دیگه تموم شده قول بهناز خانوم؟
من تو فیس پلاکم تونستی بیا

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.